انتشار دو کتاب!
به نقل از وبلاگ آدمک :
مجموعهٔ اشعار حسن قریبی شامل شعرهای دههٔ هشتاد او در قالبها و مضامینی متنوع است که عمدهترین آنها را غزلهای اجتماعی به خود اختصاص دادهاست. این مجموعه شامل 75 شعر، بههمراه مقدمهٔ مبسوطی از شاعر است که انتشارات رسانهٔ اردیبهشت آن را در 100 صفحه و با شمارگان 3000 نسخه، به بهای 1600 تومان منتشر کردهاست.

و اما کتاب قطوف الربیع، نوشتهٔ حاجی میرزا محمدحسین قریب، ملقّب به شمسالعلما و متخلص به ربّانی است که در سال 1222 ش، مطابق با 1262 ق، در گرکان، از توابع آشتیان اراک و در نزدیکی تفرش و فراهان ــ که سابقاً «وره» نامیده میشد ــ به دنیا آمد. استاد بزرگوارم، دکتر اصغر دادبه، مقدمهای عالمانه در باب سیر آثار بلاغی و جایگاه قطوف الربیع فی صنوف البدیع بر این کتاب نوشتهاند. همچنین یادداشتی از سرکار خانم دکتر بدرالزمان قریب، نوهٔ مرحوم شمسالعلما، نیز در ابتدای این مجموعه آمدهاست.

فرهنگستان زبان و ادب فارسی این کتاب را در 325 صفحه (هشتادودو + 243) و با شمارگان 1000 نسخه، به بهای 7000 تومان منتشر کردهاست. برای اطلاعات بیشتر میتوانید به این صفحه مراجعه کنید.
به نقل از خودم: تبریک مرتضی عزیز و حسن قریبی نازنین.
" یک استکان رؤیا " منتشر شد!
از پرواز
صرف نظر کردم
تا تو
بالش نرم تری داشته باشی
*
همیشه برای دوربین ها
لبخند می زنی
دریغا من
که نزدیک بین ام!
*
تمام بلوزم را
می شکافم
که بابادکم
تا شهر تو برسد...
*
به عبدالرحیم سعیدی راد
من مشتاقم اما
تو بیا
این عادت آفتاب است
*
با تو قدم زدن را
دوست دارم...
به جای خانه
برایت
جاده خواهم ساخت...
*
اگر موهایت نبود
باد را
چگونه نقاشی می کردم؟
*
قاصدک
حامل آهی بود
خاکسترش به من رسید
*
پیراهنت چین افتاد
من، تهران، افتادم!
احسان پرسا
کوتاه سروده های احسان پرسا به عنوان " یک استکان رؤیا " توسط انتشارات "هنر رسانه اردیبهشت" در ۹۳ صفحه و با حمایت بی دریغ جناب آقای "سیدضیاء الدین شفیعی" منتشر شد. در این مجموعه ۱۲۹ شعر ارائه شده است که دربردارنده طرح های منتشر شده در وبلاگ های قاصدک سوخته و ساحل نشین اشک است و البته تعدای کار منتشر نشده را نیز در بر می گیرد.
نگاه شاعرانه به زندگی، خلق تصاویر بکر و خلاقیت وحشی و ذاتی احسا پرسا در تک تک کلمات و طرح های او به چشم می خورد و به نظر حقیر همین چند نمونه ارائه شده در اینجا هنرمندی او و موفقیت اش را در این کتاب به مخاطب نشان می دهد.با آرزوی توفیق بیشتر برای احسان عزیز، علاقمندان می توانند برای تهیه کتاب،ساحل نشین اشک را ببینند.
نمایشگاه کتاب!
سلام
در ایام نمایشگاه کتاب هستیم و به عبارت دیگر بزرگترین رخداد فرهنگی کشور! دیدن چهره های آشنا، ذوق خریدن کتاب های تازه، بحث های پیرامونی با دوستان، همه و همه آدم را به طرف خودش می کشد و البته برای ما که اولین بار است کتابمان در نمایشگاه عرضه می شود، این حس ها پر رنگ ترند... .
عرض شود که از کتاب بنده هم (پنهان گریه ها) حدود 80 جلد باقی مانده و در انتشارات هنر رسانه اردیبهشت، راهرو 38، غرفه 38(انتهای شبستان) قابل تهیه است. سعی می کنم چند روزی نیز از ساعت 4 به بعد نمایشگاه باشم و خوشحال می شوم زیارتتان کنم.
اما دوستان دیده و نادیده ای هستند که چاپ اول کتابشان در نمایشگاه امسال عرضه می شود و هرکدام به نوعی حرفی برای گفتن دارند که به نظر من نباید از خریدشان غافل شد؛
1- "قرمز همیشه انار نیست" از رویا شاه حسین زاده - نشر هنر رسانه اردیبهشت
۲- "حق با تو بود" از مریم رزاقی – نشر فصل پنجم
3- "سونات بلوط" از جلیل صفر بیگی - نشر شاملو
۴- "سکسکه های یک مست" از شهرام میرزایی - نشر سخن گستر
5- "شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری" از مژگان عباسلو - نشر هنر رسانه اردیبهشت
6- "چله تاک" از علیرضا بدیع – نشر فصل پنجم
7- "من شاعرم هميشه كمي هم كبوترم" از محمد ارثی زاد" – نشر سخن گستر
8- "یک بحث فمنیستی قبل از پختن سیب زمینی ها" از فاطمه اختصاری – نشر سخن گستر
9- " دو واو" از داوود ملک زاده – نشر فصل پنجم
10- " تا دست به واژه می زنم می سوزد" از مریم حقیقت نشر فصل پنجم
11- "گوشه ای در اصفهان" از جواد ذهتاب – دفتر شعر جوان
۱۲- " باران گرفته است زمان اب می رود " از مریم افضلی - نشر فصل پنجم
پی نوشت: لیست به مرور تکمیل می شود.
«پنهان گریه ها» منتشر شد!
"فارغ از اینکه در کجای جهان باشید و با چه زبان و آیینی،کافی است صبح که از خواب بر می خیزید و از پنجره اتاق هرچند اجارهای تان به بیرون نگاه می کنید، اندکی تامل کنید آن وقت حتی اگر مردم روستای کوچکی پیش شما باشند، هر یک نسبت به دیگری اختلاف های قابل تمایز دارند.
غزل همان «پنجره» است؛هر گاه شاعری از پس آن جهان مورد علاقه اش نگاه کند چشم اندازش با دیگر همسایگانش در سرزمین شعر متفاوت خواهد بود.
غزل های این دفتر تابلوهای رنگارنگ از جهان جوانی است آگاه به ظرفیت های زبانی و مضمونی این قالب و البته عاصی از باید ها و نبایدهای پیشین.فرزندی که نگران میراث غزل است اما خود را برای نگهبانی از این میراث موظف پوشیدن عبا و قبا و نعلین یا بستن زنار و دستار نمی داند.
جسارت های زبانی مشهود در دفتر «پنهان گریه ها» از نام مجموعه آغاز می شود و تا واپسین ابیات ادامه دارد.بادا که در دفترهای آینده،شاعر این تجربیات را به انجام و فرجامی روشن تر برساند."این مقدمه ای است که شاعر بزرگوار و متبحر معاصر جناب آقای سیدضیاءالدین شفیعی بر دفتر حقیر نگاشته است که لازم می دانم صمیمانه ترین درودها را تقدیمش کنم به خاطر انتشار آبرومند این مجموعه و اینکه باعث شد من به خود ببالم که اگر این چند سال در برابر چاپ مجموعه ام مقاومت کردم او به عاقبتی چنین دلپذیر خرسندم کرد.
«پنهان گریه ها» در ۸۰ صفحه و ۳۰۰۰ نسخه توسط انتشارات «هنر رسانه اردی بهشت» منتشر شد و در بر دارنده ی ۳۲ غزل برای هر سال زندگی شاعر و یک غزل مثنوی که مرور همین 32سال است می باشد. امید که مورد توجه دوستان و مخاطبان شعر بخصوص غزل قرار بگیرد.
دوستانی که خارج از تهران هستند می توانند نشانی پستی اشان را بنویسند تا در اسرع وقت برایشان ارسال کنم.
مرکز پخش : تهران، خیابان سبلان شمالی، خیابان شهید نوری، کوچه شهید ترابی،پلاک ۳۹، موسسه هنر رسانه اردیبهشت. تلفن ۸۸۴۰۳۷۵۹
پنهان گریه ها در خبرگزاری کتاب(ایبنا)
بلوط : نگاهي به مجموعه غزل پنهان گريه ها سروده ي فرهاد صفريان
حال مرا نگیر و هوای مرا بگیر!
در را نبند و پنجرههای مرا بگیر
حال مرا نگیر و هوای مرا بگیر
هر روز از این شکنجه سرم تیر میکشد:
کمتر بیا در آینه جای مرا بگیر
حالا که با تو هستم و دور از تو: بی گمان
وقتش رسیده است عزای مرا بگیر
تقدیم میشود به تو و خلوت شبت؛
هرچند ناخوش است; صدای مرا بگیر
بگذار به «عروسی خون»دعوتت کنم
دستی جلو بیار و حنای مرا بگیر
افتاده عکس ماه به فنجان خالیام
یک فال قهوه دورنمای مرا بگیر
وقت پریدن است اگر عازمی بیا
دست مرا رها کن و پای مرا بگیر
![]()
انداختی از سکه بازار پری ها را
بشمار وفتی می پرانی مشتری ها را
دامن طلای پرتلاطم! این همه دل را
در سادگی هم می بری، وا کن زری ها را
یک طاقه ابر از آسمان بردار و با سروی
سوزن کن و نخ کن تمام روسری ها را
رختی بپوش از ابر و رویا و کتابی کن
آیین شوخی ها و رسم دلبری ها را
مقصودشو دیوان به دیوان انوری ها را
ازگور بر خیران؛ به صف کن عنصری ها را
بی سکه هم سازند و هم راهند و هم سفره
معشوق بازی و شکارو می خوری ها را
می، می بیاور هی بیاور کی سرم داغی
ساقی! عطش دارم رها کن مشتری ها را
امشب در این می خانهء بی خواب، چشمی کو
تا مثل من رنگین ببیند گچ بری ها را؟
داغم چراغم، خامشی دور از شب انگور
حالا که دارم بر سرافسر سروری ها را
مستم! بده پیمانه ها را پر ترک دستم
لولم ،ملولم، لب به لب کن آخری ها را
خوابم، خرابم ،هر دو چشمم خفته در بستر
تیمار کن یارا! خمارا! بستری ها را
لب هام نمناک است و عطر بوسه ام سرخ است
ساقی! بیا این ور ،رها کن آن وری ها را
چند وقتی می شود که از مهدی فرجی خبری ندارم اگر چه از این طرف و آنطرف شهد و شیرینی غزلش به ما هم می رسد. مجموعه "زیر چتر تو باران می آید" اگر چه آخرین کتاب این شاعر خوب نیست و مجموعه "شب بی شعر" را هم روانه بازار کرده است اما یکی از کتاب های سنگین و رنگین شاعر است و غزلهای بسیار تاثیر گذاری را در خود جای داده است.با آرزوی روزهای بهتر و غزلهای بهتر برای این دوست عزیز !
حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد!
بعد یک سال بهار آمده، می بینی که
باز تکرار به بار آمده، می بینی که
سبزی سجدهء ما را به لبی سرخ فروخت
عقل با عشق کنار آمده، می بینی که
آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده
چشم آهو به شکار آمده ، می بینی که
حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد
گل سرخی به مزار آمده، می بینی که
غنچه ای مژدهء پژمردن خود را آورد
بعد یک سال بهار آمده، می بینی که
![]()
بی لشکریم، حوصلهء شرح قصه نیست
فرمانبریم، حوصلهء شرح قصه نیست
با پرچم سفید به پیکار می رویم
ما کمتریم، حوصلهء شرح قصه نیست !
فریاد می زنند ببینید و بشنوید
کور و کریم، حوصلهء شرح قصه نیست
تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو
بازیگریم، حوصلهء شرح قصه نیست
آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند
یکدیگریم، حوصلهء شرح قصه نیست
همچون انار خون دل از خویش می خوریم
غم پروریم، حوصلهء شرح قصه نیست
آیا به راز گوشه ی چشم سیاه دوست
پی می بریم؟ حوصلهء شرح قصه نیست
فاضل نظری
فاضل نظری را با مجموعه خوب «گریه های امپراطور» می شناسیم؛ او به حق یکی از غزل سرایان خوب معاصراست.اگر چه در « اقلیت» انتظاری که برای مخاطب از قبل ایجاد شده بود تکرار نشد اما همین کتاب هم چند غزل خوب دارد که همچنان بشود امیدوارانه کار شاعر را دنبال کرد.«آن ها» مجموعه سوم این شاعر غزلسراست و کتابی است که دربردارنده ویژگی های کتاب اول و دوم شاعر است. عمده ترین ویژگی های این کتاب استفاده از ردیف های بلند ، استفاده از تمثیل ها و ضرب المثل ها ، قافیه های نو و غافلگیر کننده ، مضامین نو و البته در پاره ای از اوقات تا حدی هم تکراری و تعداد بیت های کم در غزلهاست و البته ویژگی مهمتر این غزلها نفوذ و حفظ پاره ای از ابیات در ذهن مخاطب عام و خاص است.به عبارت روشن تر این غزل ها مخاطب دارند و این برای یک شاعر مساله مهمی است.
لب تر نكن به تلخی این قهوه خانه ها!
یك شعر، یك بهانه ی بهتر به جای چای
یك استكان خیال مصور به جای چای
آرامش صدای تو وقتی كه می برد
ما را به خلسه های مكرر به جای چای
دیگر چه جای واهمه! در این سكوت محض
فنجانی از ترانه بیاور به جای چای
در ذهن استكان تهی از كمانچه ام
حتماً بریز یك نت دیگر به جای چای
لب تر نكن به تلخی این قهوه خانه ها
بانوی تا همیشه مكدر - به جای چای
برگشته از ملال همین روزمره گی
بگذار روی شانه ی من سر به جای چای
پلكی بزن برای من ِتشنه تر بریز
یك جفت چشم قهوه ای ِتر به جای چای
با من بنوش ای غم جامانده در دلم!
یك شعر _ یك خیال مصور _ به جای چای.
در نمایشگاه امسال چند مجموعه شعر از دوستان شاعر گرفتم که تازگی ها خواندنشان را شروع کرده ام و در این خوانش ها به رسم قدیم غزلهایی را که دوست دارم اینجا می گذارم.اولین پست هم به نام رفیق نادیده ام سید بزرگوار ،حبیب نظاری که او را همه با دوبیتی های نابش می شناسند رقم خورد. این غزل را از کتاب "رنگ های پشت در.."که توسط مرکز آفرینش های ادبی انتشارات سوره مهر چاپ شده است، انتخاب کرده ام.
هنوز اول عشق است!
اول اينكه معمولاً اساتيد و بزرگان،آثار شاگردان و نوانديشان را معرفي مي كنند؛جناب استاد،دكتر محمدرضا تركي يكي از بزرگان عرصهی شعر و نقد ادبي است كه به حق پا بر جاپاي بزرگان اين عرصه گذاشته است و از نسلي است كه من و دوستان هم دورهی من از شاگردان غير مستقيم اين نسل محسوب ميشويم وبه اين شاگردي افتخار هم ميكنيم.
دوم اينكه آقاي تركي از معدود اساتيدي است كه به وبلاگ و وبلاگ نويسي با همه كاركردش اعتقاد دارد و در عرصهی مجازي هم دست بسياري را گرفته و مشق من و امسال من را غلط گيري ميكند و بودن ايشان غنيمتي براي همه شاعران و نويسندگان جوان است.
"هنوز اول عشق است" گزيده اشعار دكتر محمدرضا تركي است كه از سوي نشر تكا در 3000 نسخه چاپ شده است . اين مجموعه با 36 غزل، 20 شعر نو و سپيد، 6 شعر در قالب مثنوي و ديگر قالبها، 14 طنز و 22 رباعي و دوبيتي همراه است و گزيده نابي از فعايت او در دهه هاي اخير است.
من به شخصه از سالها پيش ، غزلهاي استاد را دنبال مي كردم و چند غزل هم از ايشان ورد زبانم بود مثل؛ خانه به دوش فنا در شب طوفانيم يا تو از عشيرهء اشكي من از قبيلهء آهم يا در برگ ريز درد لگدكوب مي شوي و..
شعرهاي اين مجموعه هر مخاطبي را سر ذوق مي آورد و نمونه خوبي از زبان معيارفارسي معاصر محسوب مي شود كه اين ويژگي،در آثار بسياري از شاعران معاصر واقعاً گم است.در مقدمه كتاب مي خوانيم كه روزگار را هيچ زباني به شفافيت شعر ترجمان نبوده است؛اين جمله آيينهء تمام نماي شعر دكتر تركي است و روي آوردن به قالب هاي مختلف هم شايد به همين منظور بوده است؛ نگاه او به شعر نگاهي اجتماعي و كاملاً شاعرانه با همه ظرافت هاي شعر است كه زيبايي و غافلگيري را توامان با خود دارد:
شعر گاه آخرين بهانه ميشود
براي زيستن
همدمي براي لحظهء گريستن
شعر گاه سنگري است
گاه خنجري
شعر نيز روسياه يا سپيد ميشود
شعر هم شهيد مي شود!
در پايان ضمن ارائه چند شعر از اين مجموعه ،خواندن آن را به همه عزيزان توصيه مي كنم .
رقص مرگ
لابه لای خاطرات و عکسهای رنگ باخته
در کنار ساعتی که زنگ مرگ را نواخته،
آن طرف...میان قاب عکس مانده در غبارها
چهره ای ست کودکانه با تبسمی گداخته
کودکی که سهم او همیشه از قمار سرنوشت
طعم باختهای برده بود و بردهای باخته
کودکی شبیه من ، شبیه تو ، شبیه هیچ کس
مثل نقشهای مبهمی که ابر و باد ساخته...
زندگی برای ما همیشه صعب بود و سهمگین
مثل رقص مرگ در میان تیغهای آخته
گاه دل سپرده ایم ، صادقانه ، مثل مرغ عشق
گاه دل بریده ایم ، بی بهانه ، مثل فاخته
کاش آشنا نمی شدیم ... یا جدا نمی شدیم
کاش می شناختیمت آی... حس ناشناخته!
قصه ما
ماجرای عشق ما یک اتفاق ساده نیست
قصه این عشقهای پیش پا افتاده نیست
عشق ما با التهابی از جنون آمیخته ست
چون هوسناکی مشتی مردم واداده نیست
با جنون و التهاب عاشقی مانند من
بی گمان معشوق بودن آن چنان هم ساده نیست !
در تلاطم های اقیانوس پر طوفان عشق
پای واپس می کشد موجی که طوفان زاده نیست
گامهایم با تو هر دم در شروعی تازه اند
پیش رو جز وسعت بی انتهای جاده نیست
بی گمان چون تو زنی عاشق نمی آید به دست
در شکیبایی زنی همچون تو فوق العاده نیست
عطر زلفت در تن گلهای وحشی ریخته ست
ناز چشمت در نگاه آهوان ماده نیست
با تو باید تا افقهای رهاتر پر کشید
آه ، بال من برای پرزدن آماده نیست....
هنوز اول عشق است
موجهای پرشکوه
مثل کوه...
با وجود اضطرابها
در کنار آبی عمبق عشق
ایستاده ایم
ما هنوز
دل به آبها
به التهابها نداده ایم...
یا به عمق می رسیم و
بی نشانه ها
یا ستاره می شویم
در کف کرانه ها...
صبر کن
هنوز اول حکایت است
قصهّ من و تو
نقطهّ شروع بی نهایت است...
زن و عطر و نماز
نقد دکتر سیامک بهرام پرور بر این شعر را می توانیددر وبلاگ او یعنی شاعرانه ها بخوانید.
بر بستری که عطر نفسهای تو را دارد
آسوده به خواب می روم
حتی وقتی شمشیرهای آخته
بر من تاخته باشند...
...
از بی راهه حرکت کن
راهها
گاه به مقصد نمی رسند
واحه در واحه بگذر
از دشتهایی که مثل من تشنه اند
اگر خدا بخواهد
تار عنکبوتی پناه عصمتت می شود
و تو را
از چشمان آلوده نگاه می دارد
اما آن کبوتر تنها
که بر آستان غار آشیانه بسته
بی گمان دل من است
که برای تو پرپر می زند!
...
مهار شتر را رها کن
بگذار او تصمیم بگیرد
که بوی گلهای صحرا و رایحهّ عشق را
خوب می شناسد،
هر جا فرود آمد
خانه عشقمان را می سازیم!
...
حیران ِ سمت و سوی قبله چرایی؟!
نگاه کن نسیم عشق از کدام سمت می وزد؟!
...
مرا که از تب آسمان می لرزم
در آغوش بگیر
"با من سخن بگو..."
گاه از جهل بوالحکمان و التهاب زمین و آسمان
تنها می توان به نماز و عطر تن تو پناه برد!
در نوازشهای تو
رازی است
که نرما و گرمای دست مادری گم شده را
به یاد یتیم صحرا می آورد!
...
تمام آیه های من
سورهّ نساء است
اما احسن القصص
نگاه عاشق توست!
سکوت درخور این لحظه های روشن نیست!
کتاب "پرنده بودن" مجموعه اشعار آقای علي عباس نژاد است که توسط انتشارات روزبهان در نهایت کیفیت و صفحه آرایی با طرح جلد زیبایی از سعید کیایی در ۱۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده است.اين کتاب شامل حدود سی غزل ؛ نه چارپاره ،چند سپيد، رباعی،نو خسروانی و چند سه گاهي (قالب اختراعي شاعر) است .
۱- اولين مساله اي كه مرا جذب كتاب كرد ؛ساختار چاپ آن بود كه با استانداردهاي جهاني چاپ كتابهاي نفيس برابري مي كرد و بايد به دست اندركاران انتشارات روزبهان دست مريزاد گفت!طرح جلد عالي ، صفحه آرايي ، انتخاب رنگ و تمام مسائلي كه در چاپ دخيل است در بالاترين كيفيت ارائه شده است.
۲- به نظر حقير اينكه آقاي عباس نژاد در قالبهاي مختلفي طبع آزمايي كرده ، نقطه قوتي براي او محسوب مي شود؛ چرا كه در تمامي قالب هايي كه كار كرده ، سربلند بيرون آمده است و مخاطب با شاعري مواجه مي شود كه به خوبي براي اينكه حرفش را با زبان خودش بگويد و شباهتي به حرف ديگر شاعران نداشته باشد به فراخور موضوع به قالب هاي مختلف سرك كشيده است.در غزلهاي اين بزرگوار ما شاهد نگاه متفاوتي به محتوا هستيم و همين است كه غزل او را از ديگر غزاسرايان هم روزگار و هم دوره اش متمايز مي كند اگر چه كارهاي متوسطي هم در كتاب هست اما كشيده نشدن به حيطه تكرار و اسير موضوعات محدود نشدن غزلهاي او را دلنشين تر و مورد پسند تر كرده است.
پرنده بودن و باران ، پرنده بودن و باد
پرنده بودن و تقدیر هر چه باداباد
سکوت درخور این لحظه های روشن نیست
بخوان بلند بر این قله های بی فرهاد
اگرچه با عطش سوختن زمین گیرم
مرا به باد غزل های خویش خواهی داد
تو با سرودن از آغوش صبح می بری ام
به رقص دستهءگنجشک در مزارع باد
ومن دوباره همان دوره گرد خواهم خواند
سکوت ... زخمه ... غزل خط فاصله فریاد ...»
۳- ويژگي بارز اين كتاب نوخسرواني ها ست.نوخسرواني يكي از قالبهاي مهجور ادبيات فارسي است كه حقير از شعر معاصر تنها چند مورد و چند تجربه را بيشتر به ياد ندارد.اخوان ثالث و مجموعه اي از يارتا ياران! و البته تجربه آقاي عباس نژاد كاملاً متفاوت با تجربه هاي قبلي است و نقطه موفقيت او همين نوخسرواني ها ست كه نگاه (اگر نگويم تلخ)مايوسانه و همدلانه او به به جهان اطراف است .اين نگاه اگرچه سياه نيست اما سفيد هم نيست.
ذهن ملول دفتر صد برگ كاهي
پر مي شود هر روز با سطر سياهي
اندوه هاي كوچك خواهي نخواهي
سهگاهی قالبی ابداعی توسط خود شاعر است كه به گفته خودشان بر پايه نوخسروانی سروده میشود و مانند نوخسروانی، كاملاً ايرانی و فارسی بوده و تكيه تصاوير براساس يك لحظه شاعرانه از زمان است و البته بايد منتظر ارائه كارهاي بيشتري از ايشان در آينده باشيم كه بتوانيم بيشتر در اين باره صحبت كنيم.
پس باد در رقص آمد و دريا به پرواز
انگار پژواك صدايی آسمانی است
اين موج موج - سركش از طوفان آواز
جادوی بسياران به خود ديدهست اين ايل
جادو نه اما، اين گمانم معجزی نوست
موسا عصا در دست میآيد لب نيل
بر صخرههای سرد تيره موج میزد
خواب خليج ناخدايان را برآشفت
آواز سر بر اوج... سر بر اوج میزد...
در پايان ضمن تبريك به به آقاي علي عباس نژاد براي دقت در انتخاب شعر ها و كيفيت كتاب چه در شكل و چه در محتوا ، خواندن اين كتاب را به همه دوستان توصيه مي كنم.براي تهيه كتاب هم مي توانيد به اينجا مراجعه كنيد.
تو كنار آتشي من برف پارو مي كنم!
"تو كنار آتشي من برف پارو مي كنم" عنوان كتاب شاعر خوب ايلامي، "فرهاد شاهمراديان" به زبان كردي است كه با ترجمه فارسي "جليل صفربيگي" در انتشارات "برگ آذين" منتشر شده است. شعر كردي جنوبي(فيلي) از پر مخاطب ترين نوع شعر كردي در بين كرد زبانان محسوب مي شود و شايد تنها دليل محجور بودن آن عدم ترجمه آن به زبان فارسي است.
اين عدم ترجمه هم به سختي كار مربوط است چرا كه انتقال حس مستتر در شعر ها واقعاً كار دشواري است .به نظر حقير زبان كردي چه از لحاظ كستره واژگاني و چه از لحاظ معنا به مراتب غني تر از زبان فارسي است وبا وجود اينكه به هيچ وجه فرهنگ نوشتاري زبان فارسي و حتي تركي را ندارد و از اين منظر ،بسيار در مضيقه است هم چنان به رشد و بالندگي خود ادامه مي دهد . البته من وارد بحث هاي زبان شناختي و نظريه هايي از قبيل اينكه لكي و كردي و لري منبع اصلي زبان فارسي بوده و يا همان زبان پهلوي سابق هستند ، نمي شوم و اين حرفها را هم به حساب نگاه ناسيوناليستي من نگذاريد غرض توضيح مظلوميت و مججوريت اين زبان در عين غني بودن آن بود .به هر حال اين كتاب حاوي 52 دوبيتي ناب است كه با سليقه خاصي صفحه آرايي شده و در كنار دوبيتي ها ترجمه آن نيز آمده است .شعر شاهمراديان را جليل صفربيگي در مقدمه به نحو شايسته اي و به اجمال معرفي كرده است ؛اينكه زبان شاعر اصالت دارد ،استفاده صحيح از ضرب المثل ها و حتي زدودن گرد فراموشي از بسياري از ضرب المثل هاي اصيل كردي ،شناسنامه دار بودن شعر او و.... اما چيزي كه من مايلم به اين مشخصه ها اضافه كنم نگاه تازه و محتوايي شاعر به مقوله عشق است ،عشق در زبان شاهمراديان از اغراق ،دروغ و ديگر مفاهيم تجريديدور است؛ نگاه او بسيار ساده ،دوست داشتني ودست يافتني است . براي مثال در دوبيتي های زیر:
نمی خواهم برایت دار قالی بزنم
یا زمین و آسمان را به تو بدهم
زیر درخت گردو لم بده
تا برایت کفشدوزک بگیرم :
نیه خوازم دارتان بگرم ئه را تو
زه مین و ئاسمان بگرم ئه را تو
خوه زه و که ش خه ی ده سای ئه و گرده کانه
م مال ِ خالووان بگرم ئه را تو
یا
با خنده به پيشوازت مي آيد و بغلت مي كند
با گريه بدرقه ات
عشق
مثل درخت زالزالك است
به پرشالت كه گير كند
ول كنت نيست :
هه گ ِ هاتي خه ني ده س ده ملت كه ي
خه گي خواسي بچي گيري كلت كي
يه عشقه ماله گم ! ك ِ چو گه ر گوج
هه كه فت ئه و پ سه كه ت مه ر ديه ولت كه ي
يا اين دو بيتي كه اسم زيباي كتاب هم از آن گرفته شده است:
برف سنگینی باریده
تو کنار آتشی
من برف بامتان را پارو می کنم
این هم شد عشق بازی ؟:
ده زۊران ئه ر یه سه کافر وه حالم
هه خوه ت رێ وه ی چه وه م کردی که ژالم
تو لێو ئاگره جیته و م ِ بایه د
ده بان مالتان وه فر بمالم
كتاب سرشار از اين نگاه نو و صميمي شاعر است كه مخاطب را به وجد مي آورد .از ترجمه خوب آقاي صفر بيگي هم نمي شود گذشت و انصافاً مهمترين مشكل ترجمه شعر كردي كه انتقال حس کلمات كردي است را به خوبي از پيش رو برداشته اند و به درستي از ترجمه بعضي از كلمات براي روان بودن و رساندن حرف و حس شاعر چشم پوشي كرده اند.به باور من اين كتاب مي تواند به واسطه ترجمه اش ،مخاطبان غير كرد را هم راضي نگه دارد.محل تهيه اش را از اينجا بپرسيد.
چند نمونه از کارهای این کتاب را با هم می خوانیم :
کفش و کلاه می کنم و
به دزدی گردو می روم
دستم بشکند اگر
گردو های سهمم را
دانه دانه
برایت نشکنم :
کلاش و سه روه ن و شال و هه مانه
ژه نوو چم ڕا دزی وه " گرده کانه "
ده سم بشکێ ئه گه ر هه رچگ به شم بۊ
ئه ڕا تو نه شکنم دانه وه د انه
دزدکی به خانه ات آمده ام
عشق تو شیرم کرده است
می خوام سیبی از باغ تو بدزدم
کاش شیطان توی جلدم برود :
م بێ ده نگ هاتمه وه ماڵ دووسم
ته کانه م عشق تو بی خاک تووسم
دلم قرچێ بخوه م سیو ێ ژه باخت
خوه زه و شه یتان بچوو ئمشه و ده پووسم
پای درخت و صخره ات
در آفتاب و بارانت رویید
پایدار باشی کبیرکوه
که آن سبزه رو
در دامان تو بالید :
ده ساێ دار و ده پای سانت گه په و بۊ
ده خوه روه یشت و ده وارانت گه په و بۊ
سه رت به رزوو کِوِر تا وه قیامه ت
ک ئه و سه وزه ده دامانت گه په و بۊ
دارم به ساعت مچي ام فكر مي كنم.
نشر نزديك مجموعه شعر "دارم به ساعت مچي ام فكر مي كنم" سروده شاعر ،منتقد و پژوهشگر ارجمند جناب آقاي سيد علي مير افضلي را در ۲۲۰۰ نسخه چاپ كرد.اين كتاب مجموعه اشعار شاعر از سال۸۳تا ۸۵ است كه در انواع قالب شعري( از غزل گرفته تا سپيد و طرح و نيمايي)سروده شده و الحق والانصاف شعرهاي خوبي در آن گنجانده شده است.من به شخصه خواندن آن را به همه دوستان توصيه مي كنم.آقاي مير افضلي از نسل اول شاعران وبلاگ نويس است كه هميشه چتر حمايتشان براي شاعران جوان وبلاگي گسترده بوده و اولين مولف و پژوهشگري است كه در يكي از كتاب هايشان تعدادي از وبلاگ ها را بعنوان ماخذ و منبع تحقيق خود ذكر كردند.محل تهيهء كتاب را هم حتماً خود آقاي مير افضلي در وبلاگشان درج خواهند كرد.كتابهاي تقويم برگ هاي خزان ،رباعيات خيام در منابع كهن،گوشه تماشا،گنجشك ناتمام،ديوان حيدر شيرازي و شاعران قديم كرمان ديگر آثار ايشان هستند و وبلاگهاي اسپريچو ،باران هزار ابر سرگردان ،غزل كرمان ،فوتو هايكو و گنجشك ناتمام را نيز ايشان مي نويسند.
در ادامه چند كار كه به طور اتفاقي و نه گزينشي از كتاب انتخاب شده است را بخوانيد:
طعم روزهای نیامده!
جلیل آهنگرنژاد هم بالاخره کتابش چاپ شد. آقای آهنگرنژاد را همه شما می شناسید ؛صاحب وبلاگ بیستون(شعر امروز کرمانشاه) و چند وبلاگ دیگر! و اینکه یکی از غزلسرایان توانای دور و بر ماست.اين مجموعه شعر که در ۱۳۲ صفحه چاپ شده در برگيرندهی دو دفتر از شعر های آزاد و کلاسیک اوست؛که باید هنرنمایی او را در کارهای آزاد هم ببینیم.دوستانی که علاقمند به تهیهء کتاب هستند میتوانندبه انتشارات الياس که نبش خیابان۱۲فروردين(خ انقلاب) است،مراجعهنمایند. ضمن تبریک به آقا جلیل عزیز آرزو می کنیم به زودی شاهد چاپ کتابهای دیگر او هم باشیم
با همين شلوار کٌردی و
کمی زاگرس
امسال
چند باران به نام تو باريدهاست ؟!
از چند کوچهی بن بست
بوی کفش هايت میآيد ؟!
با همين شلوار کردی و
کمی زاگرس
در حافظهی چند پرنده
پر پر می زنی !؟
در برف کدام مرز سيم خاردار
در زير جيب چپ پيراهنت
هنوز بوی « هناره » میآيد ؟!
با همين شلوار کردی و
کمی زاگرس
کدام اکسيژن و حلبچه و انفال
ترا در آنتن های دنيا قسمت کرده است ؟!
*********
پنجره ها را
که پاک کردم
از نقاشی کاوه تنها ديواری ماند و
رد انگشتان من
فردا در تمام روزنامه های جهان
مردی منتشر می شود
که پشت ديوار نقاشی پسرش
گم شده است
*******
نه !
اين جادهی مدرن
مرا
به خواب کوچههای سرزمينم نمی رساند
راستی
تو در کجای اين صفر زخمی
خيال می کنی که
بوی تيرهی باروت
دوستی فرشتهو بلوط را
به هم نمی زند ؟!
***
اين صفر زخمی
در کارنامهی
هيچ پرندهی زاگرس نشينی
پر پر نخواهد زد ...!
جلیل آهنگرنژاد
جوانمرگنامه!
"جوان مرگنامه" عنوان اولين كتاب شاعر تواناي بابلسري "علي اكبر ياغي تبار" مي باشد كه توسط مجموعه انتشاراتي رادمهر در ۲۰۰۰ نسخه چاپ شده و با قيمت ۱۲۰۰ به بازار كتاب عرضه شده است
نكاتي كه مي شود درباره اين كتاب گفت:
۱- طبق گفته هاي ناشر در همين يكي دو هفته نزديك به ۱۴۰۰ نسخه از كتاب به فروش رفته! كه مي تواند ركوردي براي فروش كتاب هاي شعر باشد.
۲- شعرهاي كتاب ترتيب زماني خاصي ندارد و از قديمي ترين تا جديدترين شعرها را شامل مي شود و انواع قالبهاي شعري را در خود دارد.
۳- بسياري از شعرهاي عرضه شده از ماندگارترين غزلهاي اكبر هستند كه به نظر من در نوع خود بي نظير و مي تواند جنب و جوشي به ماشين از كار افتاده شعر امروز بدهد. البته بعضي از شعرهاي كتاب در مقايسه با ديگر كارهاي او آنچنان كه بايد و شايد خوب نيستند اما همانها هم غنيمتند.
۴- مجوز گرفتن كتاب هم حكايت غريبي است چون پاره ايي ابيات ممنوعه هم ....
۵- كيفيت چاپ كتاب افتضاح است و به نوعي تبليغ منفي براي ناشر! من واقعاً تعجب مي كنم كه يك انتشاراتي نمي تواند ۳۰ هزارتومن ناچيز را خرج يك صفحه آرا كند؟! حيف از اين شعرها كه اينگونه چاپ شده اند .
۶- ما اگر بخواهيم كتاب چاپ كنيم حداقل ۴۰۰ هزارتوماني بايد هزينه كنيم اما وقتي يك كتاب در يك ماه اينقدر فروش داشته باشد به نظر حقير اجحاف به شاعر است كه هيچ حق الزحمهاي نگيرد و دور از جوانمردي و انصاف...هرچند که ناشر برای چاپ کتاب از شاعر پول نگرفته باشد.
۷- دكتر بهرام پرور هم در شاعرانه ها مفصل درباره كتاب نوشته است . اينجا بخونيدش!
يك غزل از اين كتاب:
می چکد از چشمهایت آسمانی سوخته
قصه ای راوی گداز و داستانی سوخته
می چکد از چشمهایت یک کماکان درد و داغ
همچنانی مردم افکن ، همچنانی سوخته
دست هم از شدت ننوشتن آتش می شود
در جهنم درهء ذهن و زبانی سوخته
می سرایم از زمینی که تو بر آن ساکنی
تا بماند سفله پرور، تا بمانی سوخته
دست پخت خانم اندیشه چیزی نیست جز
کاسه ای آش نخورده با دهانی سوخته
اسم و رسم ِشاعر ِلاادری خود را بدان
یک نمی دانم کی ِ از بی نشانی سوخته
شعر یعنی آنچه از چشمت تراوش می کند
لخته لخته لخته خون ، یا واژگانی سوخته
من کی ام ؟ مردی به نام هیچ چیز و هیچ کس
شاعری آتش به جان از دودمانی سوخته
آدمك كوچه تاريك غزل
نام كتاب:آدمك كوچة تاريك غزل
مجموعه غزل
سرودة مرتضی قاسمی
انتشارات نيك آيين
مرتضی قاسمی رفيق گرمابه و گلستان ماست ،تنها كسي كه از سالهاي شاعري براي من مانده است و گاه گاهي با تلفنی و ديداري اسباب خوشحالی ما مي شود.پس تبريك مي گم چاپ چنين كتابي را كه براي من مرور بهترين خاطره ها از بهترين دوراني است كه گذرانده ام.
اين كتاب دربر دارندة 43 غزل و يك مقدمه است . زبان غزلها بسيار ساده و صميمي است و به اصطلاح، زبان ، زبان امروزي است. بدور از فرم بازي ها و ادا و اطوارهاي رايج اهالي غزل!در عين حال سلامت زباني تمام غزلها حفظ شده است.براي تهيه كتاب مي تونيد به آدرس هاي زير ويا خود وبلاگ آدمك مراجعه كنيد:
۱. خ شهيد بهشتی، خ احمد قصير (بخارست)، نبش خيابان سوّم، شمارهی ۸، انتشارات فرهنگستان.
۲.خ انقلاب، نبش خيابان دانشگاه، انتشارات توس
جلیل آهنگرنژاد هم بالاخره کتابش چاپ شد. آقای آهنگرنژاد را همه شما می شناسید ؛صاحب وبلاگ بیستون(شعر امروز کرمانشاه) و چند وبلاگ دیگر! و اینکه یکی از غزلسرایان توانای دور و بر ماست.اين مجموعه شعر که در ۱۳۲ صفحه چاپ شده در برگيرندهی دو دفتر از شعر های آزاد و کلاسیک اوست؛که باید هنرنمایی او را در کارهای آزاد هم ببینیم.دوستانی که علاقمند به تهیهء کتاب هستند میتوانندبه انتشارات الياس که نبش خیابان۱۲فروردين(خ انقلاب) است،مراجعهنمایند. ضمن تبریک به آقا
ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود/