به احترام محسن چاووشي و آلبوم حريص!

 

"خيلي دلم گيره

خيلي گرفتارم

دوست داشتنت خوبه

خيلي دوست دارم..."

- آلبوم محسن خان چاووشي با سلام و صلوات منتشر شد و چه آلبوم خوبي و چه لحظات فوق العاده اي دارد .عرض خسته نباشيد و دست مريزاد به محسن چاووشي و ديگر دوستان خوبش!

- بعد از انتشار آهنگ هاي كاور شده اهالي موسيقي و رسوايي قريب به اتفاق اهالي پاپ اين آلبوم مايه دلگرمي است و مايه غرور يك جوان دهه پنجاهي و اصالت نگاه هنري اش!

 - ترك هاي پروانه ها، بادبادكاي رنگي، کافه های شلوغ و حريص در اين آلبوم فوق العاده تر اند.

- يك عذرخواهي هم بابت يادداشتم بر آلبوم قبلي اين بزرگوار. بعد از يك سال اعتراف مي كنم كه ژاكت گرم كننده بود و آن يادداشت من هيچ ارزش ادبي و هنري و انتقادي ندارد. همين ! نمي گفتم روي دلم مي ماند.

 

ماییم و موج سودا!


من از دیار کویرم ، بهار یعنی چه ؟!

شکوفه چیست و یا لاله زار یعنی چه؟!

همیشه پرسش من از خودم همین بوده ست

که روی شیشه عینک ، بخار یعنی چه؟!!

اول اینکه:"یک شاعرک قدیمی کوچک تصمیم گرفته تا با هدف ایجاد روحیه شادی در نویسندگان و شاعران وبلاگ نویس، جمع شدن دوباره دورهم و رسیدن به اهداف شخصی و خانوادگی یا هر چه شما تصور می کنید..."

این مسابقه رضا سیرجانی رو خیلی جدی بگیرید شاید در این زمینه هم جماعت شاعر بتونن کاری بکنند ماندگار؛ خداوکیلی ایده دلچسبی است جوایزش هم معرکه است.متن فراخوان هم همان طنز دلچسب و وحشتناک مخصوص رضا را با خود دارد و اینکه اگر اهل مسابقه هم نیستید خواندن این پست اکیداً  توصیه می شود.

ماشب نخواستیم شبستان نخواستیم

نه شیخ نه چراغ نه انسان نخواستیم

"زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیرخدا و رستم دستان"نخواستیم

دوم اینکه: "گلخزان سرنوشت دراز وعجیبی دارد شبی سردار یونانی شوهر اجباریش شد و من گریستم.روزی عربی پابرهنه در بازارش فروخت و من گریستم . نیمروزی سمضربه های اسب مغول ترساندش و من....سالیانی پیش بزرگ علوی راوی چشمهایش شدو سرانجام گلخزان مغموم صادق خان را خودکشی کرد.و حال من آنیمای خود را در وی میگریم......."

اکبر یاغی تبار هم مدتی است که رسماً به جمع وبلاگ نویس ها پیوسته. این هم (گلخزان من) لینکش.

 بعد مرگم جنازه ی من را در (( پیاده نرو )) بیندازید

ساعتی در شراب غسل دهید  بعد در آبجو بیندازید

 مرگ من یک سوال پیچیده ست؛ آخرش سر به مهر می میرم

 ‍پس به جای کفن جنازه ی من را توی پالتو بیندازید

 تا نگویند مرد ناکامی مرد درحسرت همآغوشی

 زیر و رویم به جای خاک و لحد چادر و مانتو بیندازید

سوم اینکه : "من : ... من هنوز فکر می کنم رعد و برق صدای سرفه های خداست که این روزها زیاد سیگار می کشد ؛ مثل من که این روزها زیاد عطسه می زنم ! دکتر می گفت به مرکبات آلرژی داری ؛ من اما ترجیح می دهم بمیرم تا اینکه دنیا را بدون پرتقال سر کنم که دهان تو همیشه بوی پرتقال می دهد؛ گیسوانت چراگاه شکوفه های بهار نارنج است ؛ پاییز که می رسد عطر لیمو از یقه ی پالتو پوستت بیرون می زند ! دکترها حرفهای احمقانه زیاد می زنند ! برعکس مسیح که ملکوت خدا را دوست داشتن همسایه می دانست ؛ من اما چشمهای تو را باغ عدن که به ناپرهیزی نیاکانم از آن رانده شده ام و حالا اهل سرزمینی هستم که بانوی اثیری آن" میم گرجی " است ؛ پرچم آن دستمالی از ابریشم و اگر هلپرکه و برناو را از آن بگیری چیزی از ملتش باقی نمی ماند ! ...من هنوز فکر می کنم که اگر پدرم سواد خواندن و نوشتن داشت جنگی در جهان رخ نمی داد ! من هنوز نفهمیده ام چرا چیزهایی را که با عقلم جور در نمی آید راحت تر باور می کنم مثل همین که کسی می آید که مثل هیچ کس نیست یا همین که تو دوستم داری ..."

این نوشته اصغر عظیمی مهر در شناسنامه وبلاگش  "همیشه حق با دیوانه هاست" است .خوب با این تفاسیر باید بنویسم که شعرهای این شاعر همشهری ما خواندن دارد.

باید آغاز کار یاد بگیرند

خوب به دستانشان مداد بگیرند

خیره به این تخته می شوند ، قرار است

هر چه معلم نوشت، یاد بگیرند

اول مهر است، می روند که شاید

عالمی از رنگهای شاد بگیرند

با پدرانی که سخت در پی آنند

اندکی اندازه را گشاد بگیرند

و آخر اینکه: "نمی دانم چه حکمتی داشت که قرار شده بود ما را زودتر از سن قانونی به مدرسه بفرستند؟!با یک سال و چند ماه سن کمتر از همکلاسی هایم در راهی گام نهادم که هنوز معلوم نیست عاقبت آن به کجا ختم می شود.
خانه ی ما این طرف خیابان سعدی بود و مدرسه آن طرف. عبور از خیابان یکی از سخت ترین کارهای دنیا بود . به یاد دارم روزی برای رفع حاجت دیر از مدرسه بیرون آمدم. بچه ها و کسی که پرچم می گرفت تا ما از خیابان عبور کنیم رفته بودند و من مانده بودم با هجوم ماشین ها. حسی داشتم که بی شباهت به احساس پدربزرگم – حضرت آدم – در اولین روز آمدن به زمین نبود. آدم است دیگر! به حسی نوستالوژیک می رسد و می زند زیر گریه. بگذریم یکی از بستگان را خدا فرستاد و ما را از آن تنهایی نجات داد.
در آن روزگار معلمین احترام ویژه ای داشتند و این احترام گاهی از فرط شدت به ترس هم شبیه می شد.
کلاس سوم که بودم مدرسه به این طرف خیابان منتقل شد.
قرار گذاشته بودند که هر روز والدین امتحانی در منزل بگیرند و با قید ساعت برگزاری امتحان ، مراتب را طی نامه ای به مدرسه اطلاع دهند . آن روزها ، روزگاری بود که بستگان شور مهمانی رفتن را درآورده بودند.حال مادری را تصور کنید که بچه ی کوچک هم داشته باشد پس ساده است که یک بار امتحان هر روزه فراموش شود. سر صف گزارش اهل منزل را چک می کردند و آنجا بود که برای نخستین بار به فکر جعل اسناد "البته از نوع غیر دولتی" " شاید هم به خاطر فامیلی ام (دولتی)" افتادم..."

این پست( معلم ) بابک دولتی مرا بدجور به روزگار مدرسه برد و آنقدر لطیف و دوست داشتنی است که حیفم آمد از آن بگذرم.

باقی بقایتان.

-----------------

خوب رکسانا صابری هم آزاد شد. بنده خدا تا دیروز ۸ سال باید زندان می بود اما امروز آزاد شد و می تواند به هر جای عالم که دوست دارد برود. معجزه قوه قضاییه را کیف کنید.سیستم مریض ! سیستم ببخشید کثیف قضایی مملکت گل و بلبل است دیگر.
اگر مجرم است آزاد چرا و اگر غیر مجرم است هشت سال زندان چرا؟! اگر سیاسی است عدالت را با سیاست چکار؟! یکنفر به اینها بگوید این شعارهای بدردنخورشان را جمع کنند ببرند حمامی جایی که فقط خودشان بشنوند ...
اینجاست که بعضیها جفت هفت میارن! در حالی که خداوکیلی ارزش معجزه کردن، این نیست....

 

 

نگاهی به برنامه تلویزیونی «شوک»


دوستان حتماً برنامه «شوک» رو این هفته دیدید. قسمتی از سلسله برنامه های اجتماعی صدا و سیما که به مسائلی که جوانان با آن درگیر هستند می  پردازد. مسائلی مثل موسیقی رپ، چهارشنبه سوری، اعتیاد و... که تا حالا، هم خوب بوده اند هم بد.
اما موضوع اصلی که منو وادار به نوشتن این پست کرد قسمتی از این برنامه بود که در تاریخ چهارشنبه 19/1/87 با موضوع اینترنت و کاربران آن پخش شد.
1شوک-  ابتدای برنامه یه دکتری که نمی دونم دکتراشو از کدوم مدرسه استثنایی گرفته بود گفت که 75 درصد از کاربران اینترنت منحرف اخلاقی هستند و در سایت های خراب و چت روم های آنچنانی چرخ می زنند.
2-  یه مشت دانشجوی تیزهوش و استثنایی دیگر هم در میزگردی گفتند که آره اصلاً  تمام کسانی که از اینترنت استفاده می کنند برای چت با جنس مخالف است و ما که خیلی خوب هستیم وقتی دیدیم دوستانمان به بیراهه می روند اصلاً از اینترنت استفاده نمی کنیم.
3-  یه مشت جوون فشن خوش تیب و مو سیخ سیخی هم در کمال صداقت گفتند که روزی چند ساعت با دوست دخترشان  چت می کنند.
4-  چند مجرم اینترنتی هم از توطئه استکبار می گفتند که چقدر پول گرفته اند برای اینکه سایت های غیر اخلاقی  را برای جوانان غیور ایرانی راه بیندازند و یکی دو نفر هم گفتند که از صاحبان عکس ها باج می گرفتند و...
۵-  خوب عده ای هم می نالیدند که جامعه ما فرهنگ استفاده از اینترنت را ندارد و فقط از جنبه منفی آن استفاده می کنند و لابد صدا و سیما هم داشت فرهنگ سازی می کرد.
اما منو اگر کارد می زدی خونم در نمی آمد حرامتان باشد ای برنامه سازان صدا و سیما تمام نوشته هایی که از اینترنت دزدید و در برنامه هاتان  استفاده کردید.
حرامتان باشد تمام شعرهایی که مجریان بی سوادتان با هزار غلط  خواندند و بدون اجازه شاعر از وبشان سرقت و استفاده کردند.
حرامتان باشد تمام تحلیل های سینمایی که از اینترنت دزدیدید و در نریشن نقد فیلم ها استفاده کردید...
حرامتان باشد ای دانشجویان خیلی خوب برنامه شوک تمام تحقیق هایی که از اینترنت دزدیدید و نمره گرفتید...
حرامتان باشد تولید محتوای فارسی که درصد بالایی از آمار محتوای وب را شامل می شود.
ای کاش تهیه کنندگان، ناظران کیفی، برنامه سازان و دکترهای محترم صدا و سیما می فهمیدند که فرهنگ سازی یعنی اینکه جنبه های مثبت اینترنت که بیش از نیمی از محتوای فارسی دنیای مجازی را شامل می شود به مردم بشناسانند و هیچ وقت حرف چند بچه سوسول فشن بر روی مردم تاثیر نمی گذارد...
این همه آدم فرهیخته، این همه نویسنده، شاعر، منتقد فیلم، خبرنگار، دانشجو، استاد دانشگاه، طلبه و....که در اینترنت فعالیت می کنند کجای این برنامه بودند؟! این همه...
“من درد در رگانم /حسرت در استخوانم/ چیزی شبیه آتش در جانم پیچید/ از تلخی تمامی دریاها بر اشک ناتوانی خود ساغری زدم” ...


مطلب مرتبط:سالار کاشانی ؛ Polising The Crisis

غزلواره!

 
راستش من تعریف خاصی از طرح ندارم ؛شايد شعر خيلي كوتاه ، اين نهايت تعريف من از طرح است و چيزي كه آن را از كاريكلاماتور براي من جدا مي كند آنّ شاعرانه است كه اين اصلاً تعريف پذير نيست .بگذريم ...طرح، قالب دلخواه من است و خواندن آن بسيار برايم لذت بخش است . از پيشكسوتان كه بگذريم در دنياي مجازي احسان پرساو آرش ناجي تشنگي مرا در اين قالب پاسخ مي دادند و دوران طلايي بسيار خوبي داشتند و دارند .اين روزها دوست ديگري را يافته ام كه به نظر من و بر خلاف نظر خود او كه زمينه فعاليت وبلاگش را طرح و كاريكلاماتور  نوشته است ،شعريت و شاعرانگي طرح هاي او بيشترند و به نوعي به سپيد هم مي زنند : امير رضا رسولي كه وبلاگ آخرين هوار  را مي نويسد .طرح زير هم از كارهاي اوست و به نظر من گوياي تسلط او در اين قالب هم هست .پس آخرين هوار  را دريابيد.

 

تو ميدوي ؛

صبح ميدود ؛

آنچنانكه  بوي نان وهمناك ... 

 در تقاطع

                 شلوغ زندگي !

امير رضا رسولي


سال نو مبارك!


سال نو بر همه دوستان ديده و ناديده مبارك! 

ادامه نوشته

سوتي صدا و سيما

نميدانم شما با برنامه پلي به گذشته آشنايي داريد يا نه ؟! برنامهء كوتاهي كه به تاريخ معاصر ايران مي پردازد.برنامه اي كه در اوايل، آهنگ تيتراژش  لبه تاريكي اريك كلاپتون بود. از ۱۲ بهمن به اينطرف اين آهنگ عوض شده و آهنگ بمان مادر داريوش را يدك مي كشد يكي از ترانه هاي خيلي سياسي  داريوش كه شعر نادرپور را مي خواند؛تلنگر مي زند بر شيشه ها سرپنجهء باران /نسيم سرد مي خندد به غوغاي خيابان ها / دهان كوچه پرخون مي شود از مشت خم پاره / سكوتي تلخ مي بندد لبانش را به دندان ها /بدو با طعنه مي گويد كه بعد از مرگ آزادي است/ بمان مادر بمان در خانهء خاموش خود مادر. و تقارن آن با دهه فجر هم براي خود جالب است. از دزدي اين آهنگ ها كه بگذريم مي ماند خوشخوابی متوليان  صدا و سيما! 
البته رييس شوراي نظارت صدا و سيما هم خواستار تقدير از اين برنامه شده است.اين هم
لينكش كه در ايسنا آمده است.

بدرود قیصر عزیز!


 

امروز را بی تو خفتم

فردا که خاک را به باد بسپارند ؛

تو را یافته ام ،

تو را یافته ام.


"احمدرضا احمدی"

چهارمین دوره جشنواره بالی برای پرواز

 

من نوشتم از راست

تو نوشتی از چپ

وسط سطر رسیدیم به هم .

چهارمین دوره جشنواره بالی برای پرواز  (قالب طرح) 

ادامه نوشته

خط سوم!

راستش من خيلي به جشواره هاي شعر و داستان اعتقاد ندارم و معتقدم اين گونه جشنواره ها جريان پيشرو ادبيات ما را منحرف مي كنند با اين وجود مطمئناً هستند جشنواره هايي كه از اين قاعده مستثني هستند و با نگرش هاي خاصي كه دارند به تعالي ادبيات، كمك مي كنند و من فكر مي كنم "خط سوم" هم از اين دست جشنواره ها باشد. پس دوستان شاعر خط سوم را حتماً دريابند. 

ادامه نوشته

فصل پنجم!

كوتاه اينكه امير مرزبان چند هفته اي است كه فضاي مجازي پنج شنبه هاي جام جم را مي نويسد. اين پنج شنبه هم كه گذشت(۲۹ شهريور) تحت عنوان فصل پنجم از من  و روح تكاني نوشته كه يك دنيا از محبت و لطفش ممنونم. اين صفحه را مي توانيد اينجا بخوانيد .

در شب قدر ار صبوحی کرده ام...

 

 

 انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما
ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر

تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

 من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر  

 

ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

عصر شعر موعود

  • اول اینکه ضمن عرض  تبریک اعیاد شعبانیه ، علاقمندان ، نهمین عصر شعر موعود را در وبلاگ "دریا اگر باشد دلت" دریابند.

 

  • دوم اینکه من چند روزی مسافرت بودم و چند روزی از اینترنت دور! شرمنده دوستانی که کار فوری داشته اند و الان زمان آن گذشته است.یک غزل آماده کرده بودم و البته با آن به روز  هم کردم اما دیدم اصلاً با حال و هوای این روزها سازگار نیست ، برداشتمش! ان شالله پست های بعدی!

                                     ما در کجای جهان ایستاده ایم؟!

 

 

ادامه نوشته

آموزش زبان انگلیسی!


خیلی از ماها به هر دلیلی سعی می کنیم روی زبان انگلیسی کار کنیم؛متاسفانه وضع زبان اکثر دانش آموخته های این مملکت خراب است ، حالا به هر دلیلی ...تا چند سال پیش می شد با ضعیف بودن زبان هم ادامه تحصیل داد اما حالا واقعاً مشکل شده... اما خیلی از ماها آنقدر گرفتاری داریم که حوصله کلاس رفتن هم نداریم هرچند برای شکوفایی یک زبان حتماً باید کار جمعی صورت بگیرد ولی به هر حال بعضی مواقع شرایط به گونه ای است که امکان کلاس رفتن نیست. اینجاست که باز هم اینترنت نقش بالای خودش را به ما نشان می دهد. بخصوص برای ما که کمی بیشتر با این فضا مانوسیم. به نظر من با کمک و استفادهء از اینترنت  می شود هم به طور مجازی کلاس رفت  امتحان داد و واقعاً در این زمینه به پیشرفت قابل توجهی رسید.                
در این پست من سایت های آموزشی ، مطالبی که می شود دانلود کرد ، و هر آن چیزی که به نظرم برای کسی که علاقمند به یادگیری بیشتر است  به درد می خورد . معرفی می کنم . ان شالله که استفاده شود.                                                             
1-آشنایی با لغات انگلیسی با استفاده از تصاویر  و تلفظ آن! این مهم را در سایت  
languageguide می توانید بینید.                                                                                            

2- گرامر برای مکالمه زبان انگلیسی عنوان کتاب فوق العاده ای است که آقای سعید عنایت پور با شعار "زکات العلم نشره " آن را برای دانلود عرضه کرده اند. آن را می توانید از کتابخانه مجازی وطندار یعنی اینجا دانلود کنید.                                                  

3- وبلاگ زبان انگلیسی، اصول یادگیری تدریس و ترجمه! وبلاگ جامعی از هر نظر بخصوص لینک های مفید است.                                                                         

4- وبلاگ آموزش زبان انگلیسی هم با شعار بیایید در بستر وسیع اینترنت ، زبان انگلیسی را آنطور که باید بیاموزیم خدمات بسیار خوبی ارائه کرده که بسیار بی نظیر است. مثلاً مجموعه مصور سایت languageguide گردآوری و عرضه شده است ؛ یا مجموعه کامل  گرامر  از سایت DAILY GRAMMAR بصورت زیپ دانلود و ارائه شده است و خیلی از مباحث دیگر...

5- آموزش آنلاین را هم در این وبلاگ می توانید ببینید.

6- آخرین ورژن دیکشنری معروف بی بیلون که با کلیک بر روی کلمه معانی مختلف آن را به شما می دهد و در حال حاضر معروفترین دیکشنری دنیاست را از اینجا می توانید دانلود کنید.

7- این هم گروه آموزش زبان انگلیسی در یاهو  که به گمانم توسط  مسول وبلاگ آموزش زبان انگلیسی  ایجاد شده و با عضویت در آن از بسیاری از خبرهای مربوط به یادگیری زبان باخبر می شوبد.