غزلواره!
راستش من تعریف خاصی از طرح ندارم ؛شايد شعر خيلي كوتاه ، اين نهايت تعريف من از طرح است و چيزي كه آن را از كاريكلاماتور براي من جدا مي كند آنّ شاعرانه است كه اين اصلاً تعريف پذير نيست .بگذريم ...طرح، قالب دلخواه من است و خواندن آن بسيار برايم لذت بخش است . از پيشكسوتان كه بگذريم در دنياي مجازي احسان پرساو آرش ناجي تشنگي مرا در اين قالب پاسخ مي دادند و دوران طلايي بسيار خوبي داشتند و دارند .اين روزها دوست ديگري را يافته ام كه به نظر من و بر خلاف نظر خود او كه زمينه فعاليت وبلاگش را طرح و كاريكلاماتور نوشته است ،شعريت و شاعرانگي طرح هاي او بيشترند و به نوعي به سپيد هم مي زنند : امير رضا رسولي كه وبلاگ آخرين هوار را مي نويسد .طرح زير هم از كارهاي اوست و به نظر من گوياي تسلط او در اين قالب هم هست .پس آخرين هوار را دريابيد.
تو ميدوي ؛
صبح ميدود ؛
آنچنانكه بوي نان وهمناك ...
در تقاطع
شلوغ زندگي !
امير رضا رسولي
ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود/