درد مشترک (غزلی از دفتر پنهان گریه ها)
بیا به خاطر ایمانمان به شك، باشیم
و از اهالی این درد مشترك باشیم
خطوط سیرت ما در سواد كولی نیست
چرا مجاب تفاسیر این كلك باشیم؟!
یقین برّهء ما را كه گرگ شك بلعید
فقط مراقب افسون نــی لبك باشیم
وبالِ گردن این پیلــــه ها نمی مانیم،
اگر به قیمت پرهـــــای شاپرك باشیم
چه می شود كه در این شور و حال تو خالی
به جای گریه بخندیم و با نمك باشیم؟!
ببین نمایش باران دوباره طوفانی است
چرا شبیه كویری پر از ترك باشیم؟!
…و لمس میوه ممنوعه كار هركس نیست
تب جـــسـارتمان را بیا محك باشیم!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 20:41 توسط فرهاد صفریان ©
|
ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود/