نگاهی به فیلم "The Hurt Locker"
« قفسه درد» فیلمی از خانم «کاترین بیگلو» است؛اولین زنی که جایزه بهترین کارگردانی اسکار را برد و زن سابق کارگردان اوتار یعنی جیمز کامرون.این فیلم 6 جایزه اسکار گرفت از جمله بهترین فیلم،بهترین کارگردانی،بهترین فیلمنامه ارجینال، تدوین و صدا !
اصلاً عادت خوبی نیست که ما ایرانیها داریم؛چه عادتی ؟! پیش داوری! قضاوت قبل از بررسی موضوع! ما معمولا از قبل تکلیفمان را در مورد بعضی موضوعات روشن می کنیم. مثلاً می دانیم که از فیلم بعدی کیمیایی باید خوشمان بیاید یا نه؟! در مورد فیلم های آمریکایی و برگزیدگان اسکار هم همیشه اینجور به خوردمان داده اند که توطئه پشت قضیه را هم ببینید. نه اینکه سیاستی پشت برگزیدگان همین جشنواره فیلم فجر خودمان نیست؟!
فیلم « قفسه درد» هنوز برنده اسکار نشده بود، نسخه پرده ای اش هم دست کسی نرسیده بود که منتقدان وطنی شروع به تخطئه اش کرده اند؛ اینکه فیلمی ضد اسلام است؛ اینکه قهرمان نشان دادن سربازهای آمریکایی است؛ اینکه غلو شده است و....
اما واقعیت این است که این فیلم یک فیلم کاملاً اگر نگویم نسبتاً واقع گراست.اگر ضدیتی با اسلام دارد ضدیت با همان اسلامی است که ما در تلویزیون خودمان روز و شب آن را می کوبیم . ضدیت با اسلامی است که سر بریدن شیعیان را مباح می داند ضدیت با بنیادگراهای اسلامی است که مروج ترور و تروریسم در دنیا هستند .و همه اینها هم کاملاً در خدمت کلیت فیلم ارائه شده است .
قهرمان پروری هم نیست! چرا که ما نه «سیلوستر استالونه»ای داریم ،نه «بروس ویلیس»ی، نه «آرنولد»ی و نه هیچ شخصیتی که مشخصه قهرمان های آمریکایی را داشته باشد.تنها جایی که می شود گفت تبلیغی است و در خدمت اهداف سیاسی آمریکاییها ساخته شده است باز گشت خنثی کننده بمب به عراق است که به نظر من می توان آن را به نگاه واقع گرایانه کارگردان نسبت داد.صدای اذان هم همینطور . در یک کشور مسلمان در سه نوبت و حتی در بعضی کشورها در پنج نوبت صدای اذان بلند می شود.نباید این را هم از نظر دور داشت که صحنه پردازی های یک کشور مسلمان باید هم نمادهای اسلام را با خودش داشته باشد. فیلم روایتی از زندگی یک گروه تجسس بمب در عراق است با همه گرفتاری های معمول و غیر معمولشان.البته خود موضوع فیلم و درونمایه اصلی آن؛ کشف و خنثی کردن بمب ! به خودی خود تمام عوامل دراماتیکی که یک کارگردان می خواهد را با خود دارد .به عبارت دیگر فیلمنامه نقطه محوری فیلم است که توسط «مارک بوال» خبرنگار جنگی نوشته شده است.
« قفسه درد» فیلم عمیق و بزرگی نیست! آنگونه که سینمادوستان را به واکنش های آنچنانی بکشاند.اما فیلمی هم نیست که با تمام شدن آن در ذهن مخاطب تمام شود و به باور من ذهن مخاطب را بخصوص مخاطب مسلمان را درگیر می کند.« قفسه درد» فیلم 13۰ دقیقه ای پر کششی است برای این روزها که از کارهای بزرگ و تکان دهنده و خلاقانه خبری نیست و اگر نه کامل،انسانگرایانه است و آن را باید دید.
اصلاً عادت خوبی نیست که ما ایرانیها داریم؛چه عادتی ؟! پیش داوری! قضاوت قبل از بررسی موضوع! ما معمولا از قبل تکلیفمان را در مورد بعضی موضوعات روشن می کنیم. مثلاً می دانیم که از فیلم بعدی کیمیایی باید خوشمان بیاید یا نه؟! در مورد فیلم های آمریکایی و برگزیدگان اسکار هم همیشه اینجور به خوردمان داده اند که توطئه پشت قضیه را هم ببینید. نه اینکه سیاستی پشت برگزیدگان همین جشنواره فیلم فجر خودمان نیست؟!
فیلم « قفسه درد» هنوز برنده اسکار نشده بود، نسخه پرده ای اش هم دست کسی نرسیده بود که منتقدان وطنی شروع به تخطئه اش کرده اند؛ اینکه فیلمی ضد اسلام است؛ اینکه قهرمان نشان دادن سربازهای آمریکایی است؛ اینکه غلو شده است و.... اما واقعیت این است که این فیلم یک فیلم کاملاً اگر نگویم نسبتاً واقع گراست.اگر ضدیتی با اسلام دارد ضدیت با همان اسلامی است که ما در تلویزیون خودمان روز و شب آن را می کوبیم . ضدیت با اسلامی است که سر بریدن شیعیان را مباح می داند ضدیت با بنیادگراهای اسلامی است که مروج ترور و تروریسم در دنیا هستند .و همه اینها هم کاملاً در خدمت کلیت فیلم ارائه شده است .
قهرمان پروری هم نیست! چرا که ما نه «سیلوستر استالونه»ای داریم ،نه «بروس ویلیس»ی، نه «آرنولد»ی و نه هیچ شخصیتی که مشخصه قهرمان های آمریکایی را داشته باشد.تنها جایی که می شود گفت تبلیغی است و در خدمت اهداف سیاسی آمریکاییها ساخته شده است باز گشت خنثی کننده بمب به عراق است که به نظر من می توان آن را به نگاه واقع گرایانه کارگردان نسبت داد.صدای اذان هم همینطور . در یک کشور مسلمان در سه نوبت و حتی در بعضی کشورها در پنج نوبت صدای اذان بلند می شود.نباید این را هم از نظر دور داشت که صحنه پردازی های یک کشور مسلمان باید هم نمادهای اسلام را با خودش داشته باشد. فیلم روایتی از زندگی یک گروه تجسس بمب در عراق است با همه گرفتاری های معمول و غیر معمولشان.البته خود موضوع فیلم و درونمایه اصلی آن؛ کشف و خنثی کردن بمب ! به خودی خود تمام عوامل دراماتیکی که یک کارگردان می خواهد را با خود دارد .به عبارت دیگر فیلمنامه نقطه محوری فیلم است که توسط «مارک بوال» خبرنگار جنگی نوشته شده است.
« قفسه درد» فیلم عمیق و بزرگی نیست! آنگونه که سینمادوستان را به واکنش های آنچنانی بکشاند.اما فیلمی هم نیست که با تمام شدن آن در ذهن مخاطب تمام شود و به باور من ذهن مخاطب را بخصوص مخاطب مسلمان را درگیر می کند.« قفسه درد» فیلم 13۰ دقیقه ای پر کششی است برای این روزها که از کارهای بزرگ و تکان دهنده و خلاقانه خبری نیست و اگر نه کامل،انسانگرایانه است و آن را باید دید.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:33 توسط فرهاد صفریان ©
|
ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود/