بهاریه
"بهترین سین سر سفرء عیدی ایول تو که در روسری سرخ و سفیدی ایول
بهترین سفره دنیاست و چیدن دارد سیب و آیینــــــه و قرآن مجیدی ایول "
سلام. عرض تبريك سال نو، و آرزوي سالي خوش براي همه دوستان.
اين هم هفت سين ما كه مروري دارد از آنچه در سال گذشته بر ما رفته است و آنچه كه براي سال آينده مي خواهم البته ببخشيد كه هفتسين ما جز يكي دو مورد سين ندارد.
1- سين اول سينما
امسال فيلم هاي خوبي ساخته شده و به لطف عدم وجود قوانين سفت و سخت كپي رايت، حتي قبل از اكران جهاني، اين فيلم ها را مي توانيد از سر كوچه با نازلترين قيمت تهيه كنيد. فيلم هايي مثل كتابخوان (Reader) كه نگاه حاشيهاي خاصي به جنگ جهاني دوم دارد و روايت لطيف دلبستگي نوجواني به يك زن و... يه جورايي اين فيلم بوي فيلم هاي جوزپه تورناتوره را مي دهد؛ سينما پاراديزو، مالنا و... يا فيلم سرگذشت عجيب بنجامين باتن (The Curious Case of Benjamin Button) و هنرنمايي استادانه ديدويد فينچر همراه با روايتي نو. اگر چه جذابيت فيلم هاي قبلي او مثل باشگاه مشت زني و هفت را ندارد اما اين فيلم آخر جلوه هاي ويژه است و تمام عوامل فيلم استادانه كار خود را انجام داده اند. فيلم ميليونر زاغه نشين(Slumdog Millionaire) كه به نظر من شناسنامه هند است و بيان جامعه طبقاتي هند؛ با نگاه مختصري به اقليت مسلمانان هند و غربتشان. قبلاً محسن مخملباف هم توانسته بود كه در يك فيلم تقريباًَ چندش آور، هند را به ما بشناساند اما روايت جالب و پر كشش اين فيلم چيز ديگري است اگر چه بسيار هم منتقد دارد اما حتماً آن را ببينيد.
شك (Doubt) هم فيلم پر كششي است با هنرمندي استادانه مريل استريپ و من معتقدم اين نقش از آن نقشهايي است كه جزو كلاسيك هاي سينما مي شود و اينكه حقيقت نسبي است و هيچ وقت نمي توان با قطعيت حقيقتي را گفت. من را به خاطر داشته باش (Remember Me) هم فيلم جالبي است داستان يك خانواده و تلاش تك تك آنها براي رسيدن به خواسته هايشان است و من به شخصه اين فيلم را از تمام فيلم هاي اسكاري بهتر ديدم.
وودي آلن هم امسال با فيلم ويكي، كريستينا، بارسلونا (Vicky Christina Barcelona)خوش درخشيد و روايت ساده روابط انساني از نگاه وودي آلن در آن مثل هميشه به چشم مي خورد. ديدن اين فيلم ها نيز خالي از لطف نيستند. خيلي دوست داشتم فيليپ كافمن، ژان پي ير ژونه، كارگردان عطر و بهشت كه اسمش خاطرم نيست، تئو آنجلو پلوس و....كار جديد داشتن و مي ديدم.
2- سين دوم كتاب
به نظر من سال گذشته از نظر كتابهاي چاپ شده وضعيت بسيار خوبي داشتيم. انتشارات تكا، حوزه هنري، ارديبهشت، روزبهان و... كتاب هاي شعر بسيار خوبي از شاعران معاصر عرضه كردند و به نوعي كارنامه شعري آنها را پيش روي مخاطبان قرار دادند كه من در حد وسعم تعداد كمي از اين كتاب ها را كه به دستم رسيد معرفي كردم؛ خيال هاي شهري از سيد ضياءالدين شفيعي ، هنوز اول عشق است از دكتر محمدرضا تركي ،تا انتهاي خستگي ماه از بهمن ساكي ، سلام خواهر باران از بابك دولتي، سنگچين از سعيد بيابانكي، در تناسخ كلمات از سيد حميد ضيايي، پرنده بودن از علي عباس نژاد، تو كنار آتشي من برف پارو مي كنم از فرهاد شاهمراديان و گريه روي شانه تخم مرغ كه به نظر من كتاب خوبي است از پست مدرن ها، كتاب هاي جليل صفربيگي عزيز، فاطمه حق ورديان،غلامرضا طريقي، پانتهآ صفايي، مريم جعفري، مرتضي حيدري آل كثير، كبري موسوي، بيژن ارژن، امير مرزبان، ناصر حامدي، آرش شفاعي، پژمان الماسي نيا و خيلي از دوستاني كه اسمشان را فراموش كرده ام؛ همين ها هم نشان دهنده سالي خوب براي كتاب هاي شعر است كه اميدوارم بحران مخاطب آن هم رفع شود.
هنوز جاي كتاب حسن صادقي پناه خالي است.
3- سين سوم موسيقي
من خيلي در اين زمينه سير نشدم. يعني كارهاي خوبي نشنيدم. دو آلبوم از شهرام ناظري عرضه شد كه اغلب مربوط به سال هاي پيشتر بودند و من آنها را مستثني مي كنم. در زمينه موسيقي سنتي كه هيچي نبود و يا من نشنيدم. شايد بشود از آلبوم زندگي كيوان ساكت نام برد يا بي غبار عادت اردشير كامكار و... چند كار خوب ديگر كه من الان حضور ذهن ندارم. اما در زمينه هاي ديگر؛ جبر جغرافيايي محسن نامجو اگر چه بيشتر كارها تكراري بودند ولي در كل بد نبود. يه شاخه نيلوفر محسن چاووشي كه به نظرم آلبوم كاملي بود و در كلاس كارهاي خوب چاووشي، نفس هاي بي هدف يگانه كه يه جورايي نا اميد كننده بود، معجزه خاموش، باغ وحش جهاني و... آلبوم فصل تازه از احسان خواجه اميري هم با اينكه از ترانه هاي بروبچه هاي شعر و غزل در آن استفاده شده بود چنگي به دل نزد.
سال ما كه با محسن نامجو گذشت و اين روزها قطعه "شايد كه حال و كار دگر سان كنم" كه فكر مي كنم شعرش از ناصر خسرو باشد.
آرزوم بود امسال امير حسين سام ، پژمان طاهري، سهيل نفيسي، ابوسعيد مرضايي و...كار بيرون ميدادند انشالله سال پيش رو!
4- سين چهارم سفر
من خيلي اهل مسافرت نيستم اما امسال چند سفر خوب داشتم؛ براي اولين بار يزد را ديدم كه واقعاً سفر شيريني بود. مسجد جمعه، موزه آب، رستوران باغ مظفر، امير چخماق، كتابخانه دستمالچي، آتشكده و... ميميرم براي باقلواها وقطاب هاي حاج خليفه رهبر. كرمانشاه رفتم ديدار خانواده و دوست عزيزم ميثم عليرضا پور و دوستان ناديده بسياري كه ماندند براي سفرهاي بعدي. شمال را با سالار كاشاني عزيز و...
امسال مي خواستم شيراز را هم ببينم كه فرصت نشد و واقعاً بي قرار ديدن اين شهر هستم.
5- سين پنجم دنياي مجازي
اگرچه وبلاگ نويسي رونق چند سال پيش را ندارد اما تريبون خوبي شده است براي همه كساني كه مي خواهند حرفي بزنند. تريبون خوبي است براي خواندن شعرهاي تازه دوستان، براي فهم درست يك فيلم، با خبر شدن از اتفاقات اهالي موسيقي و آگاهي از اخبار درست و نه اخبار قالبي. من معتقدم كه وبلاگ نويسي دقيقاً در جايي است كه بايد باشد و جايگاه خوبي در رسانه هاي گروهي دارد و منبع عظيمي براي تمام تريبون هاي رسمي و غير رسمي، علمي و تحقيقي و... است و همچنان به اين روند خوشبينم.
6- سين ششم ياد بعضي نفرات
من در انتهاي هر سال به اين فكر مي كنم كه امسال چه كساني جايشان در زندگي خالي است و چه كساني بيشتر فكر من و ذهن من را به خودشان مشغول كرده اند و به قول معروف ياد بعضي نفرات ورد روحم شده اند؛ زنده ياد قيصر امين پور، حسين منزوي كه داغ نبودنشان هنوز هم تازه است، طاهره صفارزاده، برادرم، پدرم، سيد علي خواجه صالحاني، هادي يكي از هم دانشكده اي هايم كه فاميليش را فراموش كرده ام و... خدا بيامرزدشان!
7- سين هفتم عيدي
براي اينكه مطلب اين پست فقط حرف و درد دل نباشد چند قطعه ازآلبومي كه دارم روي آن كار مي كنم را اينجا مي گذارم و اميدوارم من رو براي بهتر شدن آن راهنمايي كنيد. خداوكيلي فكر نكنيد ما عاشق صداي خودمان هستيم و نه دنبال چيزي از اين راه، اما فكر مي كنم شنيدن يك شعر با صداي شاعر لذت بيشتري را به مخاطب مي دهد. اين هم عيدانه ما:
ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبود/