"مرا نديده بگيريد و ...
بگذريد از من!"
سلام. مگر می شود از تو شعر خواند و حرفی برای گفتن و نوشتن نداشت؛مگر می شود از جنون جاری در کلمات تو مشعوف نشد؟! یار روزان بی سرانجامی! یار روزان بیکسی! مگر می شود از تولد تو شادمان نشد...تو که خسته از بهت راه برگشتی، سبز رفتی و سیاه برگشتی! تو که همزاد واژه و شعری...یاغی جان!
(برج ویران منزوی)، آری!
(برج ویران منزوی) شده ام
دلم از چارپاره ها پر بود
قاتل جان مثنوی شده ام...
اصل شعر: اینجا